مختصر در علم تشریح

1درباره کتاب

از کهن‌ترین آثار فارسی در زمینه‌ی کالبدشناسی پزشکی است که محتملاً پس از تشریح بدن انسان تألیف منصور شیرازی تدوین شده است. از جنبه‌ی کمّی، حجمی بیش از کتاب شیرازی دارد. به قرینه‌ی شهرت مؤلف که از بیضاء فارس بوده به نظر می‌رسد نیم‌نگاهی به کتاب یاد شده داشته که هم‌دیارش در چند دهه پیشتر تألیف کرده بوده است. سیریل الگود مورخ انگلیسی‌تبار تاریخ پزشکی ایران و سرزمینهای خلافت شرقی نیز از این کتاب یاد کرده است. از زندگی و دیگر آثار ابوالمجد بیضاوی در منابع کهن یادکردی یافته نمی‌شود و از خوانش آغاز تا پایان کتاب اشاره‌ای به روزگار مؤلف یا زندگی شخصی‌اش در میان نیست. کتاب با مقدمه‌ی کوتاهی آغاز شده و به روال تألیف مجموعه‌های کالبدشناسی آن روزگار، در بخش نخست هر یک از پنج بخش اصلی اندامهای مشابه یعنی استخوان، عصب، ماهیچه، سیاهرگ و سرخرگ‌های بدن توصیف شده و در بخش دوم هر یک از اندامهای تخصصی بدن وصف گردیده است. از این کتاب تاکنون سه نسخه خطی شناسایی شده که دو نسخه در ایران و یک نسخه در بریتانیا نگهداری می‌شود. این متن برای نخستین بار است که به سال ۱۳۸۷ بر پایه‌ی دو نسخه‌ی خطی تصحیح‌شده و با مقدمه‌ای از دکتر مهدی محقق استاد دانشگاه تهران و همزمان با کنگره‌ی طب سنتی مازندران انتشار یافته است. شاید بتوان این متن را دومین یا سومین رساله‌ی مستقل کالبدشناسی زبان فارسی دانست که البته از جنبه‌ی نثر، دشوارتر از تألیف منصور شیرازی و خوانش آن مستلزم دانش فراوان از زبان فارسی و عربی و ممارست در خوانش متون دیگر طبی است. به پیوست این متن، اجزایی از کالبدشناسی در منابع غیر پزشکی متون کهن مانند آثار سهروردی تا روزگار قاجاریان در نشریات چاپی به دست داده شده است

.
2مقایسه این کتاب با کتاب تشریح بدن انسان

مصحح این کتاب – سید حسین رضوی برقعی – پیش از این کتاب تشریح بدن انسان معروف به تشریح منصوری را با مقدّمه ای در باب مؤلّف آن منتشر ساخته است. او در این کتاب به مقایسه میان این دو کتاب می پردازد: کتاب شیرازی، آمیزه ای از نظم و نثر است که به تازگی و تنوّعِ متن می افزاید که گاه حدیثی قدسی یا نبوّی چاشنی آن شده است. کتاب بیضاوی، آشکارا از این ویژگی ها تُهی است. بی تردید ، نیاکانِ ادیب و صوفی منش شیرازی در این زمینه بی تأثیر نبوده اند و او در خاندانی پرورش یافته بوده که دغدغه های اخلاقی و علمی بیش از دل نگرانی های اقتصادی بوده است. او که معاصر حافظ شیرازی (۷۲۶-۷۹۱ ه) است، شاید از انفاسِ قدسی اش و جاودانگی روح غزلیّاتش بهره مند بوده است که کارش ماندگار می شود. شاید، تصویرگریِ حافظِ شیراز در شعرش، الگوی شیرازی بوده تا او نیز به کاری همترازش در کالبدشناسی بپردازد. تشریح بدن انسان در همسنجی با مختصر در علم تشریح ، کتابی است که کاربردی – بالینی نگارش شده است . شیرازی می داند که دانشجویان و پزشکان به چه چیزی بیشتر نیاز دارند. واژه ها در دستانِ او ابزار فضل فروشی اش نیست. او با کمترین واژگان، روشن ترین تصویرِ معنایی را در ذهن مخاطبانش نقش می کند. کفایه مجاهد یه که در بردارنده یک دوره گذرا و البتّه سودمند از ساختارِ تن و کلیّات علم طب و بیماری های سر تا پاست، نشان می دهد که او در گذارِ عمرِ خویش همه روزه با بیماران سر و کار داشته و تأثیر آن در کتاب کالبدشناسی او نیز آشکار است. دور نیست که تصوّر کنیم اساساً کتاب با نیّت آموزش دهی نوشته شده بوده است. اینکه هر دو کتاب بر جای مانده از شیرازی به پادشاه زمانه تقدیم می شود، جایگاه آن را در تاریخ علم بیشتر تثبیت می کند. کفایه مجاهدیه اش را به نام ابوالفوارس جلال الدّین معروف به شاه شجاع (جل‍۵۹ ﻫ/ ۱۲۵۷ م – ف ۷۸۶ ﻫ / ۱۳۸۴م) از پادشاهان آل مظفّر تقدیم می کند که ممدوح حافظ نیز بوده است. تشریح بدن انسان به پیرزاده محمّد بهادرخان (مقتول ۸۰۹ ﻫ) نواده تیمور گورکان (۷۳۶ ﻫ / ۱۳۳۵ م – ۸۰۷ ﻫ / ۱۴۰۴ م) اهدا شده که نشانه ای از جایگاه والای او نزد سلاطین زمانه خویش است که این توفیق نصیب بیضاوی نمی شود

.
3مؤلف کتاب خود را با این عبارات آغاز می کند

حمد و ثنایی که حاوی قانونِ تحمید، و شامل کلیات تمجید بود. ذات واجب الوجودی را که بِنیتِ تقویم و ترکیب مستقیم «انّا خلقنا الانسان فی احسن تقویم» را به نیکوتر خلقتی بیاراست. و شکر و سپاس که مختار غایتِ تقدیس بود. زبده نهایتِ تنزیه باشد. حقیقتِ مبدع الورایی که این پیکرِ جسمانی و هیاکلِ هیولایی را به انوار و آثارِ روح حیوانی و قوایِ نفسانیِ حواس ناطقه انسانی ِ و «لَقَد کَرَّمنا بَنی ادم بر سایر مرکبّات ِ عالَم کَون و فساد ترجیح و تفضیل داد. و بلوغ نَفسِ ناطقه را به کمالی که او را ممکن است، به عدالتِ امزجه و صحّتِ ابدان و جریان امور طبیعی بر مجاری خود منوط و مربوط گردانید. و صلاتِ صلواتی که مفتاح ابوابِ سعادات و مصباحِ لیالی کمالات شود. از حضرتِ مقدّس او، بر روحِ مطهّرِ سیّد انبیاء که ذاتِ قُدسی صفات او بر حاقِ وسطِ اعتدال افتاده. و تحف و تحیّاتی که جامعِ ادراک اسبابِ علاماتِ شفاء و ذخیره جمل اغراض مقامات مصفّی آید بر جسم معنبر خواجه هر دو سرا محمّد مصطفی و درود بی پایان بر روان پیروان او باد.

4مؤلّف مطالب کتاب را چنین برمی شمارد

مقدمه کتاب، در بحث اعضا،کتاب اوّل، در تشریح اعضای مفرده، باب اوّل ، در تشریح عظام ، باب دوم، در تشریح اعصاب ، باب سیم ، در اورده ، باب چهارم ، در تشریحِ شریانات ، باب پنجم ، در تشریح عضلات ، کتاب دوم، در تشریح دماغ. باب اوّل، در تشریح دماغ، باب دوم ، در تشریح چشم، باب سوم ، در تشریح گوش، باب چهارم، در تشریح بینی، باب پنجم، در تشریحِ زبان، باب ششم، در تشریحِ حنجره و حلق، باب هشتم، در تشریحِ قلب ، باب نهم، در تشریحِ مری و معده، باب دهم، در تشریحِ جگر،باب یازدهم ، در مراره، باب دوازدهم، در تشریحِ طحال، باب سیزدهم، در تشریحِ امعاء، باب چهاردهم، در تشریحِ کلیه، باب پانزدهم ، در تشریحِ مثانه، باب شانزدهم، در تشریحِ قضیب و خصیتین ، باب هفدهم ، در تشریحِ رَحِم.

تعداد صفحه

۳۹۳

سال انتشار

1387

ناشر

دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک‌گیل کانادا

نویسندگان(پدیدآورندگان)

حکیم ابوالمجد بیضاوی